نمود کهن‌الگوها در افسانه‌های مردم ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشگاه رازی / گروه زبان و ادبیات فارسی

10.29252/kavosh.2020.6069.1737

چکیده

نشان­های ناخودآگاه جمعی به شکل بازنمودهای کهن­الگویی در آثار ادبی و از جمله؛ اسطوره، قصه و افسانه پدیدارمی­شود. چگونه می­توان بازنمودهای کهن­الگویی را در این متون جستجوکرد؟ در این­جا به روش یا راهکاری روشمند برای جستجو در متن نیازداریم که مناسب این موضوع  باشد. در این روش؛ نخست باید شناخت روشنی از ماهیت کهن­الگوها داشته­باشیم، سپس با الهام از ریخت­شناسی قصه خویشکاری­های کهن­الگو  در شخصیت­های قصه شناسایی­­شود. پس از شناخت بازنمودهای کهن­الگویی با تحلیل پیشینۀ اساطیری و نمادگرایانه آن­ها، بازنمودهای برجستۀ کهن­الگویی آشکارمی­شوند. برای مطالعۀ موردی و معرفی این روش؛ بازنمود کهن­الگوی پیرخرد را در 97 قصۀاز افسانه­های مردم ایران جستجوشد. ابتدا خویشکاری­های؛ یاریگری، راهنمایی و بخشندگی بازنمود کهن­الگوی پیرخرد را در متن جستجوشد. یافته­ها نشان­می­دهند که؛ این خویشکاری­ها در شخصیت­های قصه با فراوانی؛ سیمرغ 41، اسب 30، دیو 9، پری 4، آهو 2، پیرزن 2، شیر 2، سگ 2، پرندۀ پیر 1، پرندۀ طلایی 1، عقاب 1، کلاغ 1، مار 1، مرغ سخنگو 1، مرغ شکر 1 و مورچه 2 مورد دیده­می­شوند. حال می­توان به تحلیل این موضوع پرداخت که کدام شخصیت­ها می­توانند بازنمود کهن­الگوی پیرخرد باشند؟ پاسخ آن­که؛ شخصیت­هایی که در کل قصه، صرفاً خویشکاری یاریگری، راهنمایی (رازآموزی) و بخشندگی دارند و همراه عنصر جادویی فراخوانندۀ یاریگر دیده­می­شوند. بنابراین؛ از میان بازنمودهای کهن الگویی پیرخرد بیشترین بسامد نمونه­ها از آنِ؛ سیمرغ، اسب، دیو و پری است که هم از ارزش­های اساطیری و نمادگرایانه برخوردارند و هم با عنصر جادویی همراه هستند. در نتیجه؛ این شخصیت­ها نمود کهن­الگوی پیرخرد هستند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Appearance of Archetypes in Afsanehaye Mardome Iran

چکیده [English]

Unconscious archetypal symbols appear in the form of artwork, and narrative texts. How can identified the different appearance archetypal in texts, particularly in folk tales, legends, myths and epic narrative textes? The subject of this research is seeking solutions based on a methodical and documented. After searching for finding the answer, we suggested the use of two-way: archetypal criticism and morphological analysis together. In this method, we must have appropriate recognize of archetypes and the nature of it. Along with the morphological approach, we must identified functions in narrative forms. Finally, we can measure the similarities between the nature and function of archetypes appearance and the functions of characters in narration. Then we must analysis the findings.
This method can be used to find aspects of the anima, animus, shadow, mask, hero, old wisdom and other archetypes in narrative texts. Case study showes that archetypal old wisdom have special nature of guide and assistance.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Farhange Afsanehaye Mardome Iran
  • Archetypal Criticism
  • Functions
  • Folk tale
  • Old man wisdom Archetype