بازتاب رنگِ مشک در شعر فارسی: بررسی مُشک به عنوان مادۀ رنگزا و همراه‌های آن در کتابت و نگارگری در شاهنامۀ فردوسی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد

4 استادیار، گروه مرمت و باستان سنجی، دانشکدۀ هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.

10.29252/kavosh.2020.1838

چکیده

شاهنامه یکی از منابع مهمِ بازتاب دهندۀ علوم مختلف مانند معماری، پزشکی، نجوم، رنگزاها در کنار تاریخ و باورهای مردم در ایران کهن است. رنگِ مُشک و خاصیت رنگزایی این ماده نیز به صورت­های مختلف در متون ادبی به کاررفته؛ امّا در شاهنامه، این کاربرد بویژه، در زمینۀ کتابت و نگارگری، آشکارتر است. جالب توجه این است که با وجود اشاره به رنگِ مشک در متون ادبی، امروزه آن را بیشتر به عنوان یک مادۀ معطر می­شناسند و خاصیت رنگزایی آن به فراموشی سپرده شده و حتّی در فرهنگ­های فارسی نیز بدان اشاره­ای نشده است. این موضوع سبب شده که نه تنها در تفسیر ابیاتِ مرتبط با رنگِ مشک، تردیدهایی در زمینه رنگزا بودن این ماده محسوس باشد؛ بلکه در واقعیت­های علمی- تاریخی مربوط به علمِ شناخت رنگزاها (به عنوان مثال تقسیم­بندی مرکب­های نوشتاری کهن) نیز چنین است.
 در این پژوهش، ابتدا به بررسی بازتاب رنگ مشک در شعر فارسی پرداخته شده و رنگزا بودن و استفاده از آن در زمینۀ کتابت و نگارگری بر اساس اشاراتی که در متون ادبی و به خصوص شاهنامه و کتاب­های مربوط به رنگزاهای کهن ایران آمده، به اثبات رسیده است. مشک در ابیات شاهنامه به عنوان یکی از ابزارهای کتابت و نگارگری همراه با ترکیبات و واژه­هایی مانند انقاس، عنبر، گلاب، می و کاغذگونه­های حریر چینی و پرند هندی آمده که در نظر نگرفتن این همراهی­ها در متون ادبی باعث ایجاد نقایصی در تفسیر ابیات شده­است. در این پژوهش همچنین بر اساس این همراهی­ها، ارتباط زیرکانۀ آنها با رنگِ مشک بازنمود شده است. نتیجۀ این پژوهش از یک سو، پیشینۀ تاریخی این مادۀ رنگزا را در زمینه کتابت و نگارگری، مشخص­تر و از سوی دیگر مطالبی را مطرح خواهد کرد که با دانستن آن­ها، درک معانی ابیات مرتبط با رنگِ مشک و همراه­های آن واضح­تر می­شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Reflection of the musk color in Persian literature and evidence from Shahnameh for the use of musk and its associated materials as dyestuffs in old handwritings and paintings

نویسندگان [English]

  • fatemeh salahshour 1
  • ata mohammad radmanesh 2
  • mahbobeh khorasani 3
  • yaser Hamzavi 4
1 Department of Persian literature, Najafabad branch, Islamic Azad University, Najafabad, Iran
2 Professor, Department of Persian literature, Najafabad branch, Islamic Azad University, Najafabad, Iran.
3 Associate Professor of Persian Language and Literature, Islamic Azad University, Najaf Abad
4 Assistant professor, faculty of applied Art, Tabriz Islamic Art University, Tabriz, Iran.
چکیده [English]

Shahnameh is not just a literary work; it is also an important source that contains information about architecture, medicine, astronomy, dyestuffs and beliefs in ancient Iran.
The color of the musk and the dyeing properties of this material ae referred to in literary texts in various ways, but they are more evidently used in the writing and painting of Shahnameh.
 
Interestingly, despite the fact that musk and its color are referred to in literary texts, nowadays, it is known more as an aromatic material and its properties as a dye are ignored in Persian dictionaries. This has led to doubts about the color of the substance not only in the interpretation of poems but also in the scientific-historical facts related to the knowledge of dyes (for example, the classification of inks in ancient times).
In this research, first, the reflection of the color of musk in Persian poems has been studied, and its being mentioned as a dyestuff in writings and paintings is proved based on the references in literary texts, especially Shahnameh and books about ancient Iranian dyestuffs.
The musk in Shahnameh literature is a material for writing and painting. It is combined with words such as the anqas (black ink), amber, bitumen, abir, rose water, papagayi (the objects that were written on) Chinese Harir and Indian Parand. Lack of consideration for these items in literary texts has led to the defective interpretation of verses.
In this research, based on the association of musk with other related terms in Shahnameh, the relationship between them and the color of musk has been studied. As the results show, there is a historical background for musk to have been used as a dye and ink in writing and painting. The study also presents discussions with which the poems that point to the color of musk and its accompanying materials will be easily understood.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Shahnameh
  • Persian literature
  • Color of musk
  • Dyestuff
  • Chinese paper
  • Indian paper
الف)کتاب­ها:
  1. اسدی طوسی، ابومنصور علی بن احمد (1319)، لغت فرس، به تصحیح عباس اقبال، تهران: چاپخانه مجلس.
  2. _____________________________ (1354)، گرشاسب نامه، به اهتمام حبیب یغمایی، چاپ دوم، تهران: کتابخانه طهوری.
  3. امیر معزّی (1318)، دیوان امیر معزّی، به تصحیح عبّاس اقبال، تهران: کتابفروشی اسلامیه.
  4. انوری، حسن (1381)، فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن.
  5. برهان بن خلف تبریزى‏، محمّد حسین‏(1380)، فرهنگ فارسى برهان قاطع‏، به کوشش محمّد معین، تهران: نیما.
  6. اوحدی، رکن­الدین (1362)،  دیوان کامل اوحدی مراغه­ای، تصحیح امیر احمد اشرفی، تهران: انتشارات پیشرو.
  7. تمیمی مقدس، محمّد بن احمد بن سعید (1392)، حبیب العروس و ریحان النفوس، مقدّمه و تحقیق احسان مقدسی، تهران: سفیر اردهال.
  8. جامی، عبدالرحمن بن احمد (1378)، مثنوی هفت اورنگ، تصحیح جابلقا دادعلیشاه و دیگران، تهران: دفتر نشر میراث مکتوب، آیینه میراث.
  9. حافظ شیرازی، خواجه شمس الدین محمّد (1318)، دیوان خواجه شمس الدین محمّد حافظ شیرازی، به کوشش ح. پژمان، چاپخانه شرکت تضامنی علمی.
  10. خاقانی شروانی، بدیل بن علی (1382)، دیوان خاقانی شروانی، به تصحیح ضیاءالدین سجادی، تهران: زوار.
  11. دنیسری، شمس­الدین محمّد بن امین­الدین ایوب (1350)، نوادر التبادر لتحفۀ البهادر، به کوشش محمّدتقی دانش­پژوه و ایرج افشار، تهران: بنیاد فرهنگ ایران زمین.
  12. دهخدا، علی اکبر و دیگران (1339)، لغت­نامه دهخدا، تهران: سیروس.
  13. سعدی، مصلح­الدین (1385)، کلیات سعدی، به تصحیح محمّدعلی فروغی، تهران: هرمس.
  14. سنایی غزنوی، ابوالمجدود بن آدم (1380)، دیوان حکیم سنایی غزنوی، به تصحیح مدرس رضوی، چاپ پنجم، تهران: سنایی.
  15. عزب، خالد (2007)، وعاء المعرفه من الحجر الی النشر الفوری، مساعد المحرر: احمد منصور و سوزان عابد، اسکندریه: مکتب الاسکندریه.
  16. عنصری (1363)، دیوان عنصری بلخی، به کوشش محمّد دبیر سیاقی، چاپ دوم، تهران: کتابخانه سنایی.
  17. فرّخی سیستانی (1311) دیوان حکیم فرخی سیستانی، به تصحیح علی عبدالرسولی، تهران: مطبعه مجلس.
  18. فردوسی، ابوالقاسم، (1388)، شاهنامه فردوسی، به کوشش سعید حمیدیان، تهران: نشر قطره.
  19. قلیچ­خانی، حمیدرضا (1373)، رسالاتی در خوشنویسی و هنرهای وابسته، تهران: روزنه.
  20. کاشانى، عبدالله بن على،‏(1386)، عرائس الجواهر و نفائس الأطائب‏، مصحح ایرج‏ افشار، تهران: المعی.
  21. کزازی، میرجلال­الدین (1379-1388)، نامۀ باستان، تهران: سمت.
  22. مایل هروی، نجیب (1372)، کتاب آرایی در تمدّن اسلامی: مجموعه رسایل در زمینه خوشنویسی مرکب سازی، کاغذگری، تذهیب و تجلید؛ بانضمام فرهنگ واژگان نظام کتاب­آرایی، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش­های اسلامی.
  23. _______________(1353)، لغات و اصطلاحات فن کتابسازی همراه با اصطلاحات جلدسازی، تذهیب نقاشی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.
  24. مصاحب، غلامحسین (1380)، دایره المعارف فارسی، تهران: امیرکبیر.
  25. مظاهری، علی (1388)، جادّۀ ابریشم، ترجمه ملک ناصر نوبان، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی.
  26. معلوف، لویس (1956)، المنجد فی الغه و الادب و العلوم، طبعه الخامسه عشره، بیروت: الکاثولیکیه.
  27. معین، محمّد (1376)، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر.
  28. ملا عبدالرشید تتوی (1872)، فرهنگ رشیدی، چاپ کلکته.
  29. منوچهری دامغانی (1338)، دیوان استاد منوچهری دامغانی، به کوشش محمّد دبیر سیاقی، تهران: کتابفروشی زوّار.
  30. نظامی، الیاس بن یوسف (1960)، خسرو و شیرین، ترتیب دهندۀ متن علمی و انتقادی: له والکساندرو ویچ خه تاقوروف، باکو: فرهنگستان جمهوری آذربایجان.
  31. _________________(1317)، اقبالنامه، به تصحیح وحید دستگردی، تهران: چاپخانه ارمغان.
  32. نفیسی، علی­اکبر (1355)، فرهنگ نفیسی، تهران: کتابفروشی خیّام.
  33. یعقوبی، ابن واضح (احمد بن ابی یعقوب) (1342)، البلدان، ترجمۀ عبدالمحمّد آیتی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
ب)مقالات:
  1. آبادیان، راضیه (1390 الف)، «صفت­های شاعرانۀ مشک و نافه در متون نظم فارسی» سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، سال چهارم، شمارسوم، شماره پیاپی 13، صص283-299.
  2. -------- (1390 ب)، «مشـک و همـراه­های آن در ادب فارسی»، ویژه­نامة نامة فرهنگستان (فرهنگ نویسی)، شماره 4، صص 174-196.
  3. ------- (1390 ج)، «کاربرد مشک در زندگی ایرانیان و تأثیر مستقیم آن در متون نظم فارسی» مجلّة تاریخ ادبیّات، شماره 3/68، صص 5-30.
  4. آبادیان، راضیه؛ وحید عیدگاه (1390)، «کاربرد پزشکی مشک و بازتاب آن در نظم فارسی»، متن شناسی ادب فارسی، شماره پیاپی 12، صص 113-129.
  5. آزادی بویاغچی، مهرناز؛ مریم افشارپور و محمّد حدادی (1396)، «بررسی اوزان سنّتی به کار رفته در دستورالعمل ساخت مرکب در رساله­های خوشنویسی»، فصلنامه گنجینه اسناد، سال بیست و هفتم، دفتر اوّل، صص 88-102.
  6. ای دان، وانگ (1371)، «مشک ختن»، آینده، سال هجدهم: 342-346.
  7. سلطانی، زهرا؛ حمید فرهمند بروجنی و جلیل جوکار (1395)، «بررسی تطبیقی مرکب­های خوشنویسی مورد استفاده در میان ایرانیان، عثمانی­ها، چینیان، هندیان و اعراب» فصلنامه گنجینۀ اسناد، شماره 101، صص 124-139.
  8. عظیمی، حبیب الله (1390)، «بررسی تحلیلی عنصر کاغذ در نسخه­های خطی ایرانی- اسلامی»، فصلنامه مطالعات ملّی کتابداری و سازماندهی اطّلاعات، دوره 22، شماره 4، صص 38-54.
ج)منابع لاتین
  1. Ghori,S.A.K;Rahman A, 1966. Paper technology in medieval india, jornal of the history of the science, vol 1. N2: pp 133-149[in English].
  2. Sircar,D.C.1996. Indian Epigraghy.2th ed. Delhi: Motilar Banarsidass[in English].
  3. Eastaugh,Nicholas,Walsh.valentine,Chaplin.tracey, Siddall Ruth(2008)pigment compendium A dictionary and optical microscopy of historical pigments: Elsevier Ltd. [in English].